تبلیغات
وجود خود را دریابیم - داستان دیو و دلبر
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
داستان دیو و دلبر
نوشته شده در جمعه 12 اردیبهشت 1393
ساعت : 06:18 ب.ظ
نویسنده : پیمان شهرزاد
داستان دیو و دلبر را شنیدین؟
.
.
.
..
دلبر عاشق یه دیو میشه ، وقتی بهش میگه دوستت دارم...

دیو تبدیل به آدم میشه.

حالا داستان منو گوش کنین:
.
.
.
..
زمانی عاشق یه دیو شدم

وقتی بهش گفتم دوستت دارم

تبدیل به یه دیو سنگی شد

من هنوزم اون دیو دوسش دارم

حتی اگه دلبرش من نباشم.



:: برچسب‌ها: داستان دیو و دلبر , حتی اگه دلبرش من نباشم. , من هنوزم اون دیو دوسش دارم , تبدیل به یه دیو سنگی شد , وقتی بهش گفتم دوستت دارم , مطالب عاشقانه , قانعم...! ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسام خان چهارشنبه 12 شهریور 1393 11:26 ق.ظ
چـه غــم انگــــیـز اسـت ..
ســرنــوشـتِ مــاهــیِ کــوچــک ..
وقتــی ،
بــه هــوایِ جُــفتِ خــود ..
بــه اقــــیـانــوس مــی زنــــد ..
و نهــــــنگ هــــا ..
عــاشقَـش مــی شـــونـــــد !
پیمان دوشنبه 10 شهریور 1393 12:01 ب.ظ

محمدرضا سه شنبه 7 مرداد 1393 11:31 ب.ظ

خسته ام از ســوال های سخت ، پــاسخ های پیچیده

ازکــلمات سنگیــن

فکــرهای عمـیق

پیــچ های تنــد

نشــانه های بــامعنــا ...!

دلــم تنگ میشود ، گـــاهی

برای

یک لبخــند ، ســاده..

یــک احوال پــرسی ..

یــک درد و دل طولــانی !
محمدرضا یکشنبه 5 مرداد 1393 09:59 ب.ظ
در خیالت مثل من پرواز کن

تو خود عشقی ، مرا آغاز کن

سرزمین آرزوهایت کجاست؟

آمدم ، در را به رویم باز کن

با من از باران و از شبنم بگو

عشق را با قلب من دمساز کن

عشق تو یک اتفاق ساده نیست

با نگاهت باز هم اعجاز کن

خلوتم را پر کن از حسی غریب

من خریدار تو ام ، پس ناز کن

با من از نا گفته ها حرفی بزن

دیگر ای آرام جان، لب باز کن

من به یادت این غزل را ساختم

این سکوت تلخ را آواز کن
Alireza شنبه 14 تیر 1393 06:29 ب.ظ
تصویرت واقعا عالی بود واسه این مطلب
mahsa دوشنبه 9 تیر 1393 12:03 ب.ظ
همه میتونن اسمت رو صدا کنن اما کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو صدا میزنن

لذت میبری و با تمام وجود دوس داری در جوابشون بگی : جانم . . .
تو.من سه شنبه 20 خرداد 1393 02:17 ب.ظ
هرگاه خبر مرگم راشنیدی
در پی مزاری باش که بر روی سنگش نوشته :
ساده بودم . باختم !
تـــــو . مــــــن شنبه 17 خرداد 1393 05:03 ب.ظ
باور کن این متن لبخند رو لبات میاره،روزتو میسازه♥♥♥♥
هرشب قبل از خواب کسی به تو فکر میکنه♥♥♥♥
حداقل 15نفر تو این دنیا هستن که عاشقتن♥♥♥♥
تنها دلیل واسه وقتی که کسی ازت متنفره اینه که اونا میخوان مثل تو باشن♥♥♥♥
تو این دنیا حداقل دو نفر هستند که برات میمرن♥♥♥♥
تو برای یک کس به اندازه ی دنیا ارزش داری♥♥♥♥
کسی که حتی نمیدونی وجود داره عاشقته♥♥♥♥
موقعی که همیشه بزرگترین اشتباه رو میکنی ی چیز خوب از توش درمیاد♥♥♥♥
همیشه پیروزی هاتو یادت باشه♥♥♥♥
حرف های بد دیگران رو فراموش کن♥♥♥♥
پس اگه عاشق دوستاتی اینو براشون بفرست،از جمله کسی که اینو برات فرستاده♥♥♥♥
امشب...نیمه شب...عشق واقعیت میفهمه دوست داره..!!♥♥♥♥
ی چیز خوب برات تا ساعت 12شب اتفاق میفته وساعت 4 بعد از ظهر فردا میتونی هرجا باشی...
واسه بزرگترین شک زندگیت آماده باشی...♥♥♥♥
اینو واسه 15 نفر تو15 دقیقه بفرست...♥♥♥♥
روز یکیو بساز..کمک کن رو صورت کسی لبخند بیاد...به یکی کمک کن..♥♥♥♥
یادت باشه خیلیا دوست دارن...
دوست...♥♥♥♥
اینو واسه همه دوستات حتی اگه من یکی از اونام بفرست...♥♥♥♥
اگه 4 تا پس بگیری خیلیا دوست دارن...
اگه 7تا پس بگیری خیلیا واقعا عاااااشقتن♥♥♥موفق باشی :).....
هیچــکس شنبه 20 اردیبهشت 1393 01:38 ب.ظ
سلام به شما آقا پیمان
ممنونم از حضورتون
زیبا بود
مادام جمعه 19 اردیبهشت 1393 02:11 ق.ظ
تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه هاست

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در زندگی سبز است



هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن تبسم شیرین

به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
ساناز پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 01:37 ب.ظ
آدمهای خوب از یاد نمیرن از دل نمیرن از ذهن نمیرن

ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن

ساناز پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 01:37 ب.ظ
دلم خوش نیست غمگینم . . .

کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمیداند . . .

کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی

تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :

عجب احساس زیبایی … ! تو هم شاید نمیدانی …
!

مادام سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 11:22 ق.ظ
تعداد
صورت مسأله را تغییر نمی دهد
حدس بزن
چند بار گفته ایم و شنیده نشده ایم
چند بار شنیده ایم و
باورمان نشده است
چند بار؟

پدرم می گفت:
پدر بزرگ ات، دوستت دارم را
یک بار هم به زبان نیاورد
مادر بزرگ ات اما
یک قرن با او عاشقی کرد

محمدعلی بهمنی
مادام دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 06:27 ب.ظ
زیبا

زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید
دلتنگی مرا

زیبا
هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو می چرخد
از من مگیر چشم
دست مرا بگیر و کوچه های محبت را
با من بگرد
یادم بده چگونه بخوانم
تا عشق در تمامی دل ها معنا شود
یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت
در تندباد عشق نلرزد

زیبا
آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را
احساس می کنم
آنگونه عاشقم که نیستان را
یکجا هوای زمزمه دارم
آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا
چشم تو شعر
چشم تو شاعر است
من دزد شعرهای چشم تو هستم

زیبا
کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره ی عشق
بنشان مرا به منظره ی باران
بنشان مرا به منظره ی رویش
من سبز می شوم

زیبا
ستاره های کلامت را
در لحظه های ساکت عاشق
بر من ببار
بر من ببار تا که برویم بهاروار
چشم از تو بود و عشق
بچرخانم
بر حول این مدار

زیبا
زیبا تمام حرف دلم این است
من عشق را به نام تو آغاز کرده ام
در هر کجای عشق که هستی
آغاز کن مرا

"محمدرضا عبدالملکیان"
samane دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 02:18 ب.ظ
تو دل منو شکستی و لی من دل تو رو نمی شکنم
چون یک دل شکسته بهتر از دو دل شکسته است . . ......
مادام یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 10:58 ب.ظ
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.